موضوع پایان نامه 1
شاید بخواهم روی فیلم های حاتمی کیا کار کنم. البته مساله این است که از چه وجهی این کار را انجام بدهم.
مي خواستم روي فيلم هاي حاتمي کيا کار کنم براي اين که به نظرم آدم مهمي است. فضايي را که در آن کار مي کند مي شناسد و ابزار سينما را هم مي شناسد. براي همين توي زدن حرف هاش موفق است. مي دانيد چون به حرف هاش اعتقاد دارد حرف هاش به دل مردم مي شناسد از مردم و از جنسي حرف مي زند که مي شناسدشان.
به نظرم مساله حاتمي کيا خود جنگ نيست حتي اين هم نيست که نبياد جنگ را فراموش کرد، حتي گاهي حرفش اين نيست که چرا ارزش هاي جنگ کمرنگ شده يا دارد از بين مي رود. توي به نام پدر اصلاً حرفش ين نيست که بچه ها دارند راه خودشان را ميروند و از اين نظر بايد تنبيه بشوند شايد گاهي دقيقاً بر عکس است ابوذز دارد راه خودش را مي رود و حق خودش را مي خواهد هرچد به زعم حاتمي کيا ابوذر همه حقيقت را در نمي يابد. مساله بر سر اين است که جاعه و مردم دارند جنگ را با فراموش کردن آدم هاي جنگ و ناديده گرفتن آن ها فراموش مي کند. اين جا بحث بر سر اين نيست که يک نوع نگاه يا يک واقعه فراموش نشود بلکه بحث بر سر اين است که آدم هايي که زندگي را به مردم توي شهر و ايران باز گرداندند دارند فراموش مي شوند. مردم رزمنده ها را نمي پيرند آن ها را تنها در شرايطي مي پذيرند که مثل عباس به گوشه اي خزيده و ناپيدا باشند. مردم مي خواهند آدم هاي جنگ با همان عقايدي که جنگيدند زندگي کنند- با اخلاص، بي توقع و ...- حتي اگر خودشان به اين ارزش ها پايبندي ندارند. اگر رزمنده ي پذيرفته است که در زمان جنگ با هيچ چيز در برابر دمن بايستد الان هم بايد با همان اخلاص بايستد. مردم نه چرخش اعتقادي آن ها را مي پذيرند نهپاداشي براي آن ها قائلند و نه مي پذيرند که اين آدم ها براي هزينه اي که پرداخت کرده اند انتظاري داشته باشند. عباس اگر زماني جانش را کف دستش گرفته و جنگيده الان هم باد همان کار را بکند. انتظار توجه ويژه انتطار ناموجهي اس که کاظم به حق دارد و عبا همچنان ندارد. اگر عباس با خدا معامله کرده، بايد تا به آخر بر سر همين پيمان باقي بماند. انگار که اين پيمان با اين آدم ها سته شده است. به نظر ي رسد که عباس با بستن اين پيمان حقي براي مردم ايجاد کرده است اين که عباس حق ندارد از اين پيمان تخطي کند.
این یک مساله در رابطه با جنگ است: فراموشی. البته اگر بخواهم این موضوع را پیگیری کنم دیگر نمی توانم روی خود فیلم های حاتمی کیا کار کنم. باید از وجه دیگری بررسی تاریخی انجام بدهم که ار نسبتاً مشکلی هم هست. اما این مساله جدی است. ما معمولاً وقایع تاریخی سختی را که داشته یم فراموش می کنیم. نمی خواهیم در موردشان حرف بزنیم. از حمله مغول که تقریبا ایران را نابود کرد حرف نمی زنیم. اما چرا؟ در مورد جنگ ایران و عراق همین طور است. ظاهراً تلویزیون و. سایر رسانه ها در این مورد زیاد صحبت می کنند اما بحث زنده نیست. بیشتر شبیه نوعی نگاه نوستالژیک نسبت به گذشته است تا فهم و ادراک از جنگ. چرایی جنگ و ... زیاد مورد پرسش قرار نمی گیرد شاید هم به همین دلیل است که مردم دیگر حاضر ه شنیدن این حرف ها نیستند.
مي خواستم روي فيلم هاي حاتمي کيا کار کنم براي اين که به نظرم آدم مهمي است. فضايي را که در آن کار مي کند مي شناسد و ابزار سينما را هم مي شناسد. براي همين توي زدن حرف هاش موفق است. مي دانيد چون به حرف هاش اعتقاد دارد حرف هاش به دل مردم مي شناسد از مردم و از جنسي حرف مي زند که مي شناسدشان.
به نظرم مساله حاتمي کيا خود جنگ نيست حتي اين هم نيست که نبياد جنگ را فراموش کرد، حتي گاهي حرفش اين نيست که چرا ارزش هاي جنگ کمرنگ شده يا دارد از بين مي رود. توي به نام پدر اصلاً حرفش ين نيست که بچه ها دارند راه خودشان را ميروند و از اين نظر بايد تنبيه بشوند شايد گاهي دقيقاً بر عکس است ابوذز دارد راه خودش را مي رود و حق خودش را مي خواهد هرچد به زعم حاتمي کيا ابوذر همه حقيقت را در نمي يابد. مساله بر سر اين است که جاعه و مردم دارند جنگ را با فراموش کردن آدم هاي جنگ و ناديده گرفتن آن ها فراموش مي کند. اين جا بحث بر سر اين نيست که يک نوع نگاه يا يک واقعه فراموش نشود بلکه بحث بر سر اين است که آدم هايي که زندگي را به مردم توي شهر و ايران باز گرداندند دارند فراموش مي شوند. مردم رزمنده ها را نمي پيرند آن ها را تنها در شرايطي مي پذيرند که مثل عباس به گوشه اي خزيده و ناپيدا باشند. مردم مي خواهند آدم هاي جنگ با همان عقايدي که جنگيدند زندگي کنند- با اخلاص، بي توقع و ...- حتي اگر خودشان به اين ارزش ها پايبندي ندارند. اگر رزمنده ي پذيرفته است که در زمان جنگ با هيچ چيز در برابر دمن بايستد الان هم بايد با همان اخلاص بايستد. مردم نه چرخش اعتقادي آن ها را مي پذيرند نهپاداشي براي آن ها قائلند و نه مي پذيرند که اين آدم ها براي هزينه اي که پرداخت کرده اند انتظاري داشته باشند. عباس اگر زماني جانش را کف دستش گرفته و جنگيده الان هم باد همان کار را بکند. انتظار توجه ويژه انتطار ناموجهي اس که کاظم به حق دارد و عبا همچنان ندارد. اگر عباس با خدا معامله کرده، بايد تا به آخر بر سر همين پيمان باقي بماند. انگار که اين پيمان با اين آدم ها سته شده است. به نظر ي رسد که عباس با بستن اين پيمان حقي براي مردم ايجاد کرده است اين که عباس حق ندارد از اين پيمان تخطي کند.
این یک مساله در رابطه با جنگ است: فراموشی. البته اگر بخواهم این موضوع را پیگیری کنم دیگر نمی توانم روی خود فیلم های حاتمی کیا کار کنم. باید از وجه دیگری بررسی تاریخی انجام بدهم که ار نسبتاً مشکلی هم هست. اما این مساله جدی است. ما معمولاً وقایع تاریخی سختی را که داشته یم فراموش می کنیم. نمی خواهیم در موردشان حرف بزنیم. از حمله مغول که تقریبا ایران را نابود کرد حرف نمی زنیم. اما چرا؟ در مورد جنگ ایران و عراق همین طور است. ظاهراً تلویزیون و. سایر رسانه ها در این مورد زیاد صحبت می کنند اما بحث زنده نیست. بیشتر شبیه نوعی نگاه نوستالژیک نسبت به گذشته است تا فهم و ادراک از جنگ. چرایی جنگ و ... زیاد مورد پرسش قرار نمی گیرد شاید هم به همین دلیل است که مردم دیگر حاضر ه شنیدن این حرف ها نیستند.
