تبليغاتX
دین و جامعه شناسی - سریال های تویزیونی 2

دین و جامعه شناسی

سریال های تویزیونی 2

سریال های تلویزیونی 2
این بار می خواهم کمی تئوریک تر صحبت کنم:
تلاش می کنم تا نگاهم را بر اساس اصولی از مکتب فرانکفورت باشد (البته من خیلی در این زمینه مسلط نیستم ولی شاید بتوانم نکاتی را اشاره کنم)
مکتب فرانکفورت یا مکتب انتقادی هرچند درپارادایم مارکسیستی است اما تاکیدش بر مساله فرهنگ است. آن ها دو نوع فرهنگ را از هم تفکیک می کنند فرهنگ متعالی و فرهنگ توده ای. البته باید توجه داشت که فهم آن ها از فرهنگ توده ای با فرهنگ مردمی ک معمولاً در گذشته وجود داشته است و متعلق به مردم بوده است و دل زندگی آن ها بیرون می آمده است متفاوت است. در حالی که فرهنگ های مردمی گذشته از پایین یعنی از درون مردم بوجود می آمدند و ربط وثیقی با زندگی هر روزه مردم داشتند، فرهنگ توده ای جدید مربوط به زندگی در درون دنیای مدرن و بویژه زندگی سرمایه دارانه مربوط می شود. این فرهنگ نه از پایین بلکه از بالا ساخته می شود واز نظر این مکتب موجب نوعی سطحی انگاری در جامعه می شود.
هرچند در همه حوزه های فرهنگی می توان این دستکاری از بالا یا manupulation (یعی نوعی اعمال از بالا توسط دولت یا رسانه برای شکل دادن نظرات مخاطبان) را دید ولی این موضوع بویژه در تلویزیون مشخص است. بهتر است اول در مورد رسانه های غربی که این حالت در ان بیشتر مشهود است بررسی کنیم تا بعد نوبت به رسانه ها ایران هم برسد. در اینجا ماجرا کمی پیچیده تر است.
اول از همه باید توجه داشته باشید که در دنیای مدرن همه علوم بر اساس کاربردی که در زندگی دارند مورد توجه است. توجه به این نکته از آن جهت اهمیت دارد که در فهم سنتی از علم نفس دریافت حقیقت یا علم است که مورد توجه است و فی نفسه ارزش مطالعه یا تحقیق را دارد. اما در دنیای مدرن همه چیز براساس نفع و منفعتی که برای افراد یا جوامع دارد تعریف می شود. بنابراین در این جا از آن علومی حمایت می شود که بازده اقتصادی بیشتری داشته باشند. در نتیجه همه علوم حتی آن هایی که به نطر می سد که کمتر در خدمت این رویکرد ها هستند هم باید در این زمنیه فعال باشند. یکی از این زمینه های روان شناسی و روان شناسی اجتماعی است (هرچند خود جامعه شناسی رسمی هم در این زمینه موثر است) . هر کدام از رسانه هه بویژه در کشور ها صنعتی هزینه هایی را د زمینه مطالعات روانی و روانی اجتماعی انام می دهند و نتایج بررسی ها در انوع برنامه های رسانه ای به اجرا در می آید. چند نمونه این بحث را روشن تر می کند. بسیاری از مخاطبان از فیلم های جنایی و پلیسی لذت می برند. اما نکته اینجاست که کارگردان تا چه اندازه می تواند از ترسیم خشونت استفاده کند و مهمتر از همه این که ای ن خشونت را در باهره چه کسی به کار ببرد واز آن مهمتر صدمات ناشی از خشونت تا چه میزان باشد. کارگزدان ها با استفاده از نتایج تحقیقات آستانه های تحمل و عدم تحمل مخاطب را شناسایی می کند بنابراین هرچند در بسیاری از فیلم ها و سریال ها خشونت مورد استفاده قرار می گیرد اما عناصر بسیاری در آن ها مورد توجه قرار می گیرد تا نتایج خشونت را تحت کنترل درآورد. البته بعضی از این اصول در مواردی تغییر می کنند یا شکسته می شوند اما کلیت این ماجرا پابرجاست. مثلا در مورد قتل در بیشتر موارد شلیک گلوله با مرگ افراد همزمان است در حالیکه در بسیاری از موارد این موضوع در واقعیت می تواند ساعت های طولانی یا حتی چند روز طول بکشد. می توند فرایندی بسیار دردناک باشد. اما جز در مورادی که قصد بررسی همین موضوع در کار باشد این فرایند بسیار کوتاه و سهل به نظر می رسد. در مواردیکه به شکنجه یا چیز هایی از این قبیل اشاره می شود این موضوع بیشتر مشهود است-توجه داشته باشید من از نمایش خشونت در رسانه ها حمایت نمی کنم که خود آن بحث باید در جای دیگری مورد توجه قرار بگیرد بلکه می خواهماشاره کنم که آنچه در برنامه های تلویزیونی یا ... نمایش داده می شودتا چه اندازه کنترل شده است برای این که -توجه داشته باشید- مخاطب را در پای رسانه نگه دارد. مهم جلب مخاطب است و میزان خشونت یا عشق یا هر چیز دیگری بر همین اساس تعین می شود. این موضعو در فرهنگ های مختلف متفاوت است در نتیج مثلاً در فرهنگ غربی میزان مشخصی از سکس یا رواط جنسی در یلم برای جلب مخاطب ضروری است. همین موارد را می توان در یلم های ایرانی هم مشخص کرد که بعداً در مورد آن هاصحبت می کنیم.
+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/10/11ساعت 12:10  توسط انسیه افتخاری  |