تاریخ جنون 1
بحث کشتی دیوانگان با از میان رفتن جزام در قرون وسطی شروع می شود. فوکو می گوید با پایان جنگ های صلیبی جزام از میان رفت. البته برای فوکو همین از میان رفتن مهم است و اصلا تلاشی در جهت توضیح اینکه چرا این پدیده از میان رفت نمی کند. در واقع یکی از ویژگی های کار فوکو هم همین است. فوکو به این شکاف و گسستگی علاقه دار است و به هیچ عنوان علت یابی پدیده ای که بوجود آمده است را دنیال نمی کند. (شاید برای اینکه این کار یک کار پسینی است. هر پدیده ای که در تاریخ اتفاق می افتد ناشی از اتفااقات موفق و غیر موفق همه آدم هایی است که دست به کنش می زنند بنابراین علت یابی یک ماجرا بعد از اتفاق افتادنش جریان یک طرفه ای از اتفاقات موفق را بیان کند!!!(م) )
با از میان رفتن جزام دستگاه های عرض و طویل جزام خانه ها بدون استفاده شدند. در میان فوکو از ظهور امری به عنوان جنون صحبت می کند که جانشین جزام می شود.
شاید به عبارتی بهتر جنون جایگزین ترس از مرگ می شود. در قرون وسطی ترسی که بشر را در بر می سگرد پایان هستی انسان است: ترس از مرگ. نیستی ترسی نهایت ترسی است که انسان را به خود مشغول می کند اما جنون این نگاه را به سخره می گیرد. جایی که جنون می تواند وجود و هستی انسانی یعنی خرد را از میان بر دارد خودش به ابژه ترس بدل می شود. مرگ چیز مهمی را از انسان نمی گیرد (مرگ دیوانه اهمیت چندانی ندارد) آنچه که مهم است این است که انسان پیش از مرگ می تواند امر مهمتری را از دست بدهد.خرد را.
