<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>دین و جامعه شناسی</title>
<link>http://eftekhari83.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 19 Sep 2008 07:20:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>تاریخ جنون (کشتی دیوانگان)</title>
<link>http://eftekhari83.blogfa.com/post-30.aspx</link>
<description>&lt;div style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;
 

&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Nazanin;&quot;&gt;تاريخ جنون &lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Nazanin;&quot;&gt;فوکو معتقد است هرآنچه تا کنون درباره جنون نگاشته شده است
روايت خرد درباره جنون است. جنون به طور کلي -مگر مواردي مثل نوشته هاي نيچه در
اواخر عمر- همواره ساکت بوده است -يا به عبارت بهتر در سکوت نگه داشته شده است. در
نتيجه تاريخ جنون را از درون آن نمي توان نوشت.&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Nazanin;&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Nazanin;&quot;&gt;فوکو معتقد است که عليرغم اين موضوع زماني وجود داشته است
که با وجود تمايز خرد و جنون هر دووجود داشتند و هر دو سخن مي گفتند. اما از زماني
به بعد فقط شاهد سکوت جنون هستيم. در جريان اين سکوت غلبه با خرد است و سپس تک گويي
يا مونولوگ خرد درباره جنون آغاز مي شود. در واقع خرد جنون را خفه کرده است و سپس
در مورد آنبه مونولوگ پرداخته است. کار فوکو اين است که &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt;&quot; dir=&quot;ltr&quot;&gt;genealogy&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Nazanin;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt; اين سکوت را بيان کند.&lt;span&gt; &lt;/span&gt;مثلاً در فصل کشتي ديوانگان فوکو به زماني
اشاره مي کند هنوز جاهايي براي گفتگوي ميان خرد و جنون وجود دارد. &lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Nazanin;&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Nazanin;&quot;&gt;از اين روش فوکو زياد استفاده شده است. مثلاً ادوارد سعيد
در شرق شناسي از اين روش استفاده مي کند و مي گويد: غرب، شرق را خفه کرده است و
آنچه به عنوان شرق ناسي صورت مي گيرد مونولوگ غرب با خودش است.&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Nazanin;&quot;&gt;يا کاري که افسانه نجم آبادي در کتاب دختران قوچان کرده
است. که کاري است از جنس فمينيسم فوکويي که فاوت دنياي زنانه را نشان مي دهد. اين
کتاب نشان مي دهد که چطور مردان تاريخ نويس براي پنهان کردن بي آبرويي عمل مردان
در فروش دختران و زنان اين اتفاق را از حافظه تاريخ حذف کردند.&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Nazanin;&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Nazanin;&quot;&gt;تاريخ جنون:&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Nazanin;&quot;&gt;فوکو با بحث جزام و مسيحيت آغاز مي کند :&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Nazanin;&quot;&gt;در نسبت ميان طرد و پذيرش مسيحيت در باب جزاميان.( در واقع
طردي که کليساي مسيحي بر فرد جزمي وارد ميکند امکان پذيرش دوباره را هم فراهم مي
کند(اين درباره مجرمين هم مصدا دارد). در واقع ادعاي مسيحيت اين است که اين مجازات
براي رستگاري فرد اعمال مي شود. اگر فرد اين مجازات را بپذيرد دوباره امکان پذيرش
او فراهم مي شود. در واقع رد بايد بپذيرد که به واسه گناهان يا اشتباهاتي که مرتکب
شده است مجازات مي شود (يا مجازات يا بيماري) اما اگر بر ين مجازات صبر کند رستگار
مي شود. در واقع خود طرد کردن عامل رستگاري ي رحمت است. ) با از ميان رفتن جزام به
عنوان امري که باعث طرد مي شد، جنون اين جايگاه را دريافت مي کند.&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Nazanin;&quot;&gt;فوکو&lt;span&gt; &lt;/span&gt;م گويد تصوير
کشتي ديوانگاندر ابتدا امري تخيلي بود که در آثر ادبي يافت مي شد. اما پس از آن
صورت واقعي هم به خود گرفت. تجار عاملان حمل ديوانگان بودند. آن ها در راه هاي
تجاري که اغلب از طريق دريا بود ديوانگان را گم ميکردند تا شهرها از وجود آن ها
پاک شود. اما همه جا اينکار را نمي کردند. مکانهاي زيادي هم بودند که ديوانگانشان
را نگاه مي داشتند. اما در اين مسير حمل ديوانگان بايد به امر زيارت توجه جدي کرد.
غير از تجار اين زائران بودند که قدم در راه مسافرت مي گذاشتند.اين مساله در قرون
وسطي از اهميت زيادي برخوردار بود. در واقع اصل کلمه &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt;&quot; dir=&quot;ltr&quot;&gt;village&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Nazanin;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt; به معناي اقامتگاه زائران مرتبط است.
(درواقع برخلاف نظام آسيايي که واقعاً روستا وجود داشت در غرب اينگونه نبود
اربابان و رعيت ها در يک مکان زندگي مي کردند و اصل واژه &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt;&quot; dir=&quot;ltr&quot;&gt;village&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Nazanin;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt; براي اقامتگاهاي زائران استفاده مي
شد.). کاتوليک ها مثل شيعيان به زيارت اعتقاد داشتند و يکي از اهداف زيارت را پاک
شدن مي دانستند. افراد به زيارت مي رفتند تا گناهانشان پاک شود و بخشيده شوند. در
نتيجه از وجهي ديگر طرد ديوانگان و جزاميان از اين طريق گاه با هدف پاک کردن و پاک
شدن صورت مي­گرفته است. در واقع يا آنها را با خود به اماکن زيارتي مي بردند تا
پاک شوند و يا اينکه با عملي ضد زيارتي آنها را به آب مي انداختند تا خودشان را
پاک نگه دارند.&lt;span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span&gt; &lt;/span&gt;&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Nazanin;&quot;&gt;( بحث هاي فرويد در مورد امکان گفتگوي خرد و جنون در قالب
روانکاوي از نظر فوکو معنايي ندارد. روانکاوي از نظر فوک نوعي مراسم اعترافگيري جديد
است (به زور حرف کشيدن از کسي که نمي خواهد سخن بگويد. اتفاقاً روانکاوان جديد مثل
کشيشان اعتراف گير هستند. الان طبقه متوسط هر کاري که بخواهد انجام مي دهد بعد پول
کلاني ميدهد به روانکاو تا ذهنش را آرامش ببخشد يا درواقع به نوعي بخشش را به او
عطا کند.)&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Nazanin;&quot;&gt;در ادامه فوکو بحث مي کن که چطور زيرتگاه ها به محبس تبديل
شدند. فوکو مي گويد اين عمل خيلي واجد معناي فايده اجتماعي نيست بلکه بيشتر به
صورت نوعي مراسم مذهبي انجام مي شد. در واقع در اين زيارتگاه ها جنون در انتظار
رهايي بود.&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Nazanin;&quot;&gt;رابطه ميان قداست(پاکي) و ناپاکي اهميت زيادي دارد. هرجا
ناپاکي هست مساله قداست هم مطرح مي شود و در ادامه مساله قدرت هم نمايان مي شود.
در واقع هر چه فرد مقدس تر باشد پاک تر است. ( در بار هستي ميلان کوندرا به مساله
پسر استالين اشاره مي کند که در اسارت آلماني ها بود. پسر استالين زماني که به
دستشويي مي رفت توالت را نمي شست. در واقع ترجيح داد که زير فشار وارد شده از
آلماني ها بميرد (مرگ را پذيرفت) ولي اينکار را انجام ندهد: در واقع از آنجايي که
استالين جايگاه خدايي داشت پسرش خودش را پاک تر از آب مي دانست بنابراين زير بار
شستن توالت نمي رفت: پاکي با معيار تقدس سنجيده مي شود.&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Nazanin;&quot;&gt;يا مي توان به مساله ديگري اشاره کرد که به اهميت تقدس
اشاره مي کند: در جنگ جهاني دوم دو&lt;span&gt; &lt;/span&gt;نبرد
از اهميت ويژه اي برخوردار بودند يکي نبرد نورماندي، ديگري نبرد استالينگراد. هر
دو سوي جبهه در نبرد استالينگراد به هيچ عنوان حاضر نبودند تا آن را از دست بدهند
بواسطه معناي نماديني که تصرف اين شهر و پيروزي و شکست اين جنگ در بر داشت. در
واقع از آنجايي که اين شهر نام استالين (به جايگاه خدايي استالين توجه کنيد) را بر
خود داشت. شکست خوردن در اين جنگ به لحاظ نمادن به معناي شکست کامل شوروي بود و
همه چيز از دست مي رفت)&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Nazanin;&quot;&gt;در نتيجه اگر کشيشي ديوانه مي شد در ابتدا با او همانند ديگر
ديوانگان برخورد نمي کردند. &quot;گويي قداست شخصيت کشيش ناپاکي روحش را تشديد مي
کرد&quot; .&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Nazanin;&quot;&gt;اما مساله تنها غرق کردن ديوانگان در آب نبود. خود آب هم
مسائل خودش را داشت. در عين اينکه آب توانايي تطهير را دارد، نشان دهنده عدم تعين
تا سر حد مرگ بود. زماني که ديوانگان براي تطهير فرستاده مي شدند سرنوشت آنها
بواسطه مرگ آلود بودن و نامشخص بودن آب نيز در هاله اي از ابهام قرار داشت.&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt;&quot; dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Fri, 19 Sep 2008 07:20:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=eftekhari83&amp;postid=30</comments>
<dc:creator>eftekhari83</dc:creator>
<guid>http://eftekhari83.blogfa.com/post-30.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سریال های مناسبتی</title>
<link>http://eftekhari83.blogfa.com/post-29.aspx</link>
<description>    &lt;span style=&quot;font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;باز هم ماه رمضان شروع نشده سریال های مناسبتی هم از راه رسیدند. یک جای دیگر هم گفته بودم که اگر یک زمانی شنیدن &quot;ربنا&quot;ی شجریان یا پختن شله زرد و ... یاد آور رسیدن ماه رمضان بود حالا از راه رسیدن سریالهای بی محتوا آمدن ماه رمضان را خبر می دهد. &lt;br /&gt;شاید اولین ومهمترین کارکرد این سریالها این باشد که مردم دیگر وقتی برای کار دیگر نداشته باشند. حالا باز هم خداخیرشان بدهد امسال یک آنتراکت 1 ساعته بای شام و نماز این حرفها میدهند. قصدم فقط بد گفتن نیست ولی این سریال ها آنقدر بی محتوا هستند که اگر نوی هر ماه دیگری و بصورت هفتگی پخش می شد احتمالاً کمتریم میزان مخاطب را داشتند.  درواقع به نظر پر بیننده بودن این سریال ها بیش از عامل دیگری به زمان پخش آنها -بعد از افطار و جمع بودن خانواده ها پای تلویزیون- و نحوه پخش یعنی هر شب بودن آنها باز می گردد. وگرنه تم های تکراری و بازیگران ثابت این مجموعه ها چیز دندانگیری ارائه نمی کند که قابل بحث باشد.&lt;br /&gt;نکته جالب توجه دیگر این است که غیر از بازیگران ثابت که فقط با ترکیبی جدید وارد گود می شوند،از بعضی از استثنی ها که بگذریم- عوامل پشت صحنه بویژه نویسنده ها و کارگردانها که کاملاً ثابت و لاتغیر هستند. انگار سریالهای مناسبتی ماه رمضان ملک پادشاهی شان است. البته  بدیهی است که تکراری بودن تمها، حرف ها و داستانها بی ارتباط به این موضوع هم نیست.&lt;br /&gt;بگذریم به خود داستانها برسیم. اول از همه فیلمهای با درون مایه طنز که حالا هم بازیگران و هم کارگردانهای ثابت خودش را دارد. راستش تا آنجایی که من یادم می آید درون مایه همه فیلم های طنز توی این چند سال دعوای بر سر چند میلیارد پول بوده که یک سری آدمی که هیچ ربطی به آن نداشتند یا براش زحمت نکشیدند می خواهن از چنگ چند نفر دیگر در بیارند و آخر ماه رمضان هم نمی توانند این کار را بکنند و متنبه می شوند. بعد می روند و یکسال خشحالند بعد دورباره ماه رمضان بعدی دوباره از راه بدر می شوند و می روند سراغ یک میلیارد پول دیگر. این که تکلیف فیلمهای طنز که البته به خاطر نگارش های ثابت کارگردانی ثابت ئ بازیگری های ثابت حتی مایه های طنزش هم ازمیان رفته است.&lt;br /&gt;و اما در مورد فیلمهای نسبتاً جدی. اینجا هم باز فیلم بر سر مشکلات انحصار ورثه است - اینجا هم احتمالاً پای همان یک میلیارد وسط است-   که البته قرار وقایع جدی باشد نه طنز. مطابق معمول کارگردان هایی که بلد نیستند فیلم جدی بسازند یا با ارزشهایی که قرار ترویج کنند مشکل دارند، چه کار می کنند می نشینند و یک مشت شعار می نویسند و به عنوان دیالوگ بلغور می کنند این کار انقدر افتضاحه که حتی آنهایی ککه کاملاً به ان شعار ها اعتقاد دارند هم حالشان به هم می خورد. انگار یکی یک لیست سوال طراحی کرده داده دتشان آنها هم از رو دارند جواب می هند.خلاصه امسال هنوز سریال ها شروع نشده تا ته قصه ها لو رفته است. البته چون داستانها را صد دفعه دیگر هم پخش کردند احتیاجی خیلی به فسفور سوزوندن هم ندارد. &lt;/span&gt;
</description>
<pubDate>Thu, 04 Sep 2008 12:55:58 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=eftekhari83&amp;postid=29</comments>
<dc:creator>eftekhari83</dc:creator>
<guid>http://eftekhari83.blogfa.com/post-29.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ماه رمضان</title>
<link>http://eftekhari83.blogfa.com/post-28.aspx</link>
<description>نمی دانم چرا امسال اصلاً نفهمیدم چطوری ماه رمضان رسید در واقع فکر کنم از آنجایی که اصلاً نفهمیدم ماه رجب و شعبان چی شد، ماه رمضان را هم اصلاً نفهمیدم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این حس برایم خیلی سخت است چون آرزوی بودن در ماه رمضان همیشه بامن است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نمی دانم شاید هم به خاطر این است که دیگر مثل قبلا نیست که آدم از روی حال و هوای شهر دستش بیاید که داره ماه رمضان می شد.&lt;br /&gt;خلاص از تمام کسانی که از اوقات این ماه استفاده می کنند درخواست عاجزانه دعا دارم.&lt;br /&gt;
</description>
<pubDate>Mon, 01 Sep 2008 14:02:40 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=eftekhari83&amp;postid=28</comments>
<dc:creator>eftekhari83</dc:creator>
<guid>http://eftekhari83.blogfa.com/post-28.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نمایشگاه کتاب</title>
<link>http://eftekhari83.blogfa.com/post-27.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یکشنبه بعد از ظهر ها با اباذری کلاس داریم. قرار شد به جای کلاس با هم بریم نمایشگاه کتاب. (بماند این که در زمان برگزاری نمایشگاه کتاب اباذری دانشگاه پیداش شد کلی از عجایب روزگار بود!!!!)  خلاصه دو تا ماشی گرفیم که بریم. قرارمون هم شد جلوی درب رو به روی خیابان خرمشهر. ما رفتیم آنجا و ۱ ساعت زیر پامون علف سبز شد تا تونستیم یک شماره پیدا کنیم ببینیم آن ها کجا هستند ( یعنی اباذری با آقایون کلاس) نتیجه این که بی خیال ما شدند و رفتند داخل نمایشگاه و کتابهاشون را هم خریدند!!!!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حالا از آن با مزه تر این است که امروز یکی از بچه ها گفت (راست و دروغش پای خودش) که اباذری گفته این دخترای کلاس ما را پیچوندن نیومدند!!! فقط می خواستند کلاس تعطیل بشود. من یک سوال دارم کسی که دیرتر می رسد چطوری می تونه کسی را که زودتر رسیده بپیچوند؟؟؟؟؟؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این هم ماجرای نمایشگاه رفتن ما با اباذری تا ما باشیم دیگر دلمان را به این چیزها خوش نکنیم. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 06 May 2008 11:39:48 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=eftekhari83&amp;postid=27</comments>
<dc:creator>eftekhari83</dc:creator>
<guid>http://eftekhari83.blogfa.com/post-27.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>امتحان دکترای جامعه شناسی</title>
<link>http://eftekhari83.blogfa.com/post-26.aspx</link>
<description>پنج شنبه این هفته امتحان دکترای شته های غلوم اجتماعی بود. برای 3 نفری که دانشگاه تهران می پذیرد حدود 63 نفر شرکت کرده بودند. تقریباً به امتحان گند زدم. متحان زبان و روش را که افتاح دادم. نظریه و حوزه ها را آنقدر ها که فکر می کردم خراب نکردم. البته بیشتر قصدم آشنا شدن با سوالات بود. ولی خیلی پراکنده بود. اگر کسی می خواست بخواند پدرش در می آمد. بویژه سوالاتی که کچوئیان طرح کرده بود کاملا از کلاس های خودش بود. یعنی حتما باید باهاش می گذراندی تا جواب می دادی بالاخره گذشت ولی تجربه جالبی بود.&lt;br /&gt;حالا که فعلاض منتظرم ببینم پیان نامه را چه کار می کنم. هنوز این سنگ را ور نداشته آدم دنبال یکی دیگر نمی ره!!!! 
</description>
<pubDate>Sat, 03 May 2008 07:37:51 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=eftekhari83&amp;postid=26</comments>
<dc:creator>eftekhari83</dc:creator>
<guid>http://eftekhari83.blogfa.com/post-26.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>امتحان دکترای جامعه شناسی</title>
<link>http://eftekhari83.blogfa.com/post-25.aspx</link>
<description>پنج شنبه این هفته امتحان دکترای شته های غلوم اجتماعی بود. برای 3 نفری که دانشگاه تهران می پذیرد حدود 63 نفر شرکت کرده بودند. تقریباً به امتحان گند زدم. متحان زبان و روش را که افتاح دادم. نظریه و حوزه ها را آنقدر ها که فکر می کردم خراب نکردم. البته بیشتر قصدم آشنا شدن با سوالات بود. ولی خیلی پراکنده بود. اگر کسی می خواست بخواند پدرش در می آمد. بویژه سوالاتی که کچوئیان طرح کرده بود کاملا از کلاس های خودش بود. یعنی حتما باید باهاش می گذراندی تا جواب می دادی بالاخره گذشت ولی تجربه جالبی بود.&lt;br /&gt;حالا که فعلاض منتظرم ببینم پیان نامه را چه کار می کنم. هنوز این سنگ را ور نداشته آدم دنبال یکی دیگر نمی ره!!!! 
</description>
<pubDate>Sat, 03 May 2008 07:37:27 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=eftekhari83&amp;postid=25</comments>
<dc:creator>eftekhari83</dc:creator>
<guid>http://eftekhari83.blogfa.com/post-25.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تاریخ جنون 1</title>
<link>http://eftekhari83.blogfa.com/post-24.aspx</link>
<description>تاریخ جنون (فوکو) 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هر آنچه تاکنون در مورد جنون نوشته شده است روایت خرد درباره جنون است. جنون به طور کلی جز  در مواردی جزئی -نیچه در اواخر عمر- سکوت داشته است و چیزی بیان نکرده است. در نتیجه فوکو معتقد است که تاریخ جنون را نمی توان از درون نگاشت. باید آن را از بیرون نوشت. اما فوکو می پرسد آیا در چنین نگارشی خطر آن وجود ندارد تا همان اتفاقی که در سایر نوشته های خرد روی داده است اتفاق بیافتد. فوکو بای اجتناب از وقوع چنین پدیده ای می خواهد باستانشناسی جنون را بیان کند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فوکو می گوید در زمانی در تاریخ علیرغم تفاوت خرد و جنون هر دو گفتمان وجود داشتند و حرف می زدند اما از دوره ای به بعد جنون وادار به سکوت می شود. بعد از این سکوت خرد درباره جنون وارد یک مونولوگ (تک گویی) می شود. کار فوکو این است که geneology این سکوت را بیان کند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فصل اول کتاب یعنب کشتی دیوانگان جاهایی را که این گفتگو امکان ظهور داشته است را بیان می کند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;(از روش فوکو خیلی ها استفاده کرده اند. از جمله مثلاْ ادوارد سعید : سعید می گوید غرب شرق را خفه کرده است. آنچه در شرق شناسی وجود دارد مونولوگ غرب در مورد شرق با خودش است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یا کاری که افسانه نجم آابدی در مورد دختران قوچان انجام داده است کاری از جنس فمینیسم فوکویی است: این کار تلاش می کند تا تفاوت دنیای زنانه را نشان دهد )&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 13 Apr 2008 15:10:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=eftekhari83&amp;postid=24</comments>
<dc:creator>eftekhari83</dc:creator>
<guid>http://eftekhari83.blogfa.com/post-24.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کلاس دکتر اباذری</title>
<link>http://eftekhari83.blogfa.com/post-23.aspx</link>
<description>مطالعات فوکو
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این ترم با بچه های ورودی پارسال می رم سر کلاس دکتر اباذری : &quot;بینش های جامعه شناسی ۲&quot; اباذری فوکو درس می دهد. تازه داریم یاد می گیریم که چطور باید کتاب خواند. وقتی با دقت های مفهومی اباذری کتاب می خوتنی تازه می فهمی چقدر مطلب توی کتاب هست که بهش دقت نکردی. البته نه اینکه بلد نباشیم اینط.ری بخونیم منتها انقدر کتابهای بی اهمیت و بی در و پیکر خوندیم که عادتمون شئه بی توجه کتاب بخونیم. همش در حال ورق زدن و تکه تکه خوندن مطالب هستیم. اما وقتی توی هر پاراگراف صد تا مطلب باشد دیگر نمی شود اینطوری جلو رفت. باید روی هر مطلب کلی فکر کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دو جلسه قبل تاریخ جنون را با دقت پیش رفتیم امروز در مورد خواستگاه های فکری فوکو بویژه باشلار صحبت کردیم. راستش من اصلا باشلار را نمی شناسم ولی اینطور که معلومه از آدم هایی است که دارای دو فلسفه است یک سری از کارهاش در مورد خیالبافی &lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;( day dreaming) &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;, پدیدار شناسی آتش و فضا و مکان و .. است و در فلسفه دومش به فلسفه علم و تاریخ علم توجه دارد. (البته اینکه چطور این دو فلسفه را با هم دارد هم خودش جای تعجب دارد!!!!)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در مورد ۴ مفهوم اصلی در تفکر فلسفه علم باشلار صحبت کردیم:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;۱) گسست معرفت شناسانه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;۲) موانع معرفت شناسانه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;۳) تاریخچه های معرفت شناسانه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;۴) کنش های معرفت شناسانه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;البته در ابتدای کلاس در مورد سارتر هوسرل فرگه و راسل هم صحبت کردیم (البته کاملا به اختصار) .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اگر امکانش باشد صحبت های جلسه های قبل و بعد را هم روی سایت می ذارم. امیدوارم استفاده کنید.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 13 Apr 2008 14:57:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=eftekhari83&amp;postid=23</comments>
<dc:creator>eftekhari83</dc:creator>
<guid>http://eftekhari83.blogfa.com/post-23.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>درباره چهراشنبه سوری</title>
<link>http://eftekhari83.blogfa.com/post-22.aspx</link>
<description>چهارشنبه سوری
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در مورد این که این ؟آیین به چه زمانی بر می گردد و اینکه آیا ربطی به آیین زرتشتی دارد یا نه ُ زیاد حرف زده شده است. اما هیچکدام از این حرفها درباره اینکه چرا چنین امری چنین مورد توجه افراد و بویژه جوانان است اطلاع چندانی را به دست نمی دهد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از یکی دو هفته قبل از چهارشنبه سوری اگر به مراکز سوانح و سوختگی سری بزنید متوجه وخامت و عمق فاجعه ای که هر سال اتفاق می افتدُ می شوید. اما مساله اصلی این است که چطور آدم هایی که شاهدان اصلی این ماجرا هستند و خودشان بالقوه می توانند مصدم و قربانی بعدی این ماجرا باشند از درگیر شدن در این ماجراها اجتتناب نمی کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;راستش من در این مورد تحقیق میدانی انجام ندادم ولی چند نکته  به نظرم می رسد که بیان می کنم . و البته شنوای نظرات هم هستم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به نظر می رسد که این ماجرا باید برای افرادی که درگیر آن هعستند معنایی غیر از شادی یا تخلیه هیجان داشته باشد. البته پرواضح است است که به این معنی نیست که افراد برای سرگرمی درگیر این کار نمی شوند اما این امر به هیچ وجه تنها عامل نیست و نخواهد بود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; به نظر من مردم به همان دلیلی درگیر مساله ای مثل چهارشنبه سوری می شوند که بعد از بازی های فوتبال به خیابان می ریزند. یک مساله کلی در باب همه ان ها &quot;جایی برای تخلیه هیجان بودن&quot; است. اما اگر به بازی ایران استرالیا بر گیردیم که در واقع اولین حرکت در این سری از حرکات بود، موضوع روشن تر می شود. بیرون ریختن بعد از بازی با استرالیا در واکنش یه میزان هیجانی بود که به واسطه شیوه بازی ایجاد شده بود. و رفته رفته بعد از آن بازی از تب و تاب آن کاسته شد. چراکه قبل از ان چنین حرکتی اتفاق نیافتاده بود. اما در مورد چهارشنبه سوری اوضاع کمی متفاوت است. چراکه این اتفاق هر سال اتفاق می افتد و فراتر از آن همراه با آمار بسیار بالایی ار مجروحان و کشته شدگان است. این که علیزغم این همه آمار وحشتناک از میزان استفاده از مواد مفجره و محترقه کاسته نمی شود جالب است. بهر حال ایدخ من این است که این حرکت به صورت آگاهانه یا غیرآگاهانه به این واسطه زوی می ددهد که جوانان می توانند در ساعاتی از روز )یا در واقع شب کنترل شهر را از دست نیزوی انتظامی که به توعی نماینده حک.مت تلقی می شود خارج کنند. (البته این حرف من دلیل تصدیق این حرکت نیست اما به نظر می زسد تنها دلیلی که افراد می توانند تا این اندازه نسبت به خودشان و دیگران خشونت بورزند همین دلیل باشد) . در واقع هر جایی که نیروی انتظامی توانسته است کنترل اوضاع را در دست بگیرد. (یعنی مکان هایی که آتش بازی با نظارت پلیس انجام می شود گرایش افراد برای شرکت در آتش بازی رو به کاهش گذارده است.        &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 06 Apr 2008 10:01:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=eftekhari83&amp;postid=22</comments>
<dc:creator>eftekhari83</dc:creator>
<guid>http://eftekhari83.blogfa.com/post-22.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آموزش در ایران</title>
<link>http://eftekhari83.blogfa.com/post-21.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;مساله آموزش در ایران&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;به نظر من آموزش و پرورش به عنوان یک نهاد یکی از مهمترین وظایف و در عین حال توانایی ها را در انتقال ارزش ها و هنجار های جامعه بر عهده دارد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;به طور کلی می توان دو دسته از وظایف یا کارکرد ها را برای نظام آموزش در نظر گرفت: بیش از هر چیز یا مقدم بر هر نوع آموزشی ، انتقال ارزش ها و هنجار های جامعه امری است که در هر جامعه ای دنبال می شود. این نوع از آموزش از بدو تولد و حتی پیش از آن آغاز می شود. در سال های ابتدایی زندگی والدین و اعضای اصلی خانواده ها و گروه همالان تاثیرات اصلی را بر نوع آموزش افراد می گذارند. اما با توجه به رشد افارد و درگیر شدن هر چه بیشتر افراد در حیطه های مختلف اجتماعی خانواده ها به تنهایی قادر به تامین آموزش های لازم برای این نوع از یادگیری نیستند. هرچند در ایران هنوز هم روابط خانوادگی نسبت به بسیاری از کشور های غربی در سطح بالایی قرار دارد اما لازمه زندگی مدرن کاهش چنین روابطی است. به واسطه تبدیل شدن خانواده های گسترده به خانواده های هسته ای بسیاری از روابط رودررو و اجتماعی خانواده ها کاهش یافته است. خانواده ها در گذشته سطح بیشتری از روابط بین گروه های سنی مختلف را در خانواده ها تجربه می کردند و بنابراین افراد با گونه های مختلف روابط اجتماعی آشنا می شدند و در طی این فرایند ها بسیاری از ارزش های اجتماعی انتقال می یافت. در حال حاضر به واسطه هسته ای شدن خانواده ها و کاهش روابط اجتماعی عمیق میان افراد&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;مدارس و آموزش های نهاد های ثانویه دیگر می توانند این فرایند ها را تکمیل کنند. در واقع تجمع افارد با وظایف و گروه های سنی مختلف و آموزش های متفاوت شرایطی را فراهم می کند که در ؟آن افراد تجربه عینی تری از روابط اجتماعی را به دست می آورند. &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;در عین حال بسیاری از متون و آثاری که به نوعی انتقال دهنده ارزش های جامعه هستند نیز در این فرایند ها بیشتر به دست می آید. در عین حال کسب بسیاری &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;از مهارت های اجتماعی لازمه حضور در جمع هایی است که در مدارس قابل دسترس است-البته در اینجا از انواع آسیب های اجتماعی همراه با این نوع از نظام ها سخنی به یمان نمی آوریم، هرچند در جای خود باید به آن ها نیز پرداخته شود. این بخش از آموزش که بانام جامعه پذیری نیز از آن یاد می شود به افراد کمک می کنند تا اصول و مبانی لازم برای زندگی در جامعه ای خاص را بیاموزند. در واقع این دست از آموزش ها کمک می کند تا افراد بتوانند با جامعه خود تطابق پیدا کنند تا بتوانند در آن زندگی کنند. البته این آموزش ها می تواند افرادی را طیف گسترده ای از تطابق کامل یا متمرد و هنجارشکن ایجاد کند که در جای خودش بحث مهمی را ایجاد می کند. مهم این است که کسی که بخواهد به طور معمول در هر جامعه ای زندگی کند باید بتواند در تطابق با میزان قابل قبولی از ارزش ها و هنجار های اجتماعی باشد.( البته باید توجه داشت که هنجار ها و ارزش های اجتماعی آنقدر ها عم تعیین شده و مشخص نیستند معمولاً گروه ها و اقلیت ها ی متفاوتی وجود دارند که هر کدام دارای ارزش های خاص خود هستند و هیچ جامعه ای وجود ندارد که بتواند مجموعه ای از ارزش های کاملاً مدون که همه افراد جامعه آن را قبول دارند و مورد پذیرش همگان است ارائه کند و این تطابق به طور نسبی مطرح می شود. در عین حال معمولاً در هیج جامعه ای هم نمی توان کسی را یافت که در تطابق کامل با ارزش های جامعه _بویژه با آن دسته از ارزش های و هنجار هایی که به صورت قانون درآمده اند- &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;باشد، جالب است که اگر کسی با چنین ویژگی هایی یافت شود عملاً نه به عنوان افارد تایید شده که بیشتر به عنوان افرادی غیر معمول و هنجار شکن تفسیر می شوند. بنابراین همواره برای همه افراد دایره ای از کجروی در برخی از هنجار های باقی می ماند که اتفاقاً به هنجار مند تلقی کردن آن ها کمک می کند!!! ) اما دسته ای دیگر از آموزش ها هم وجود دارد که مهارت های لازم برای زندگی در جامعه را در افراد ایجاد می کند. این دو دسته از آموزش ها در بعضی از موارد بسیار به هم نزدیک می شوند و حتی گاهی بر هم منطبق می شوند. مثلا یادگیری زبان هم در ارتباط با یادگیری ارزش ها و هنجار هاست&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;و هم در عین حال ابزاری برای یادگیری مهرت های لازم برای زندگی در هر جامعه هستند. این نوع از آموزش ها بیشتر به نوعی از آموزش ها اشاره دارند که افراد را برای دستیابی به شغل مناسب در آینده یاری می رساند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;اما مساله اصلی که می خواستم به آن بپردازم بعد از این مقدمه چینی نسبتاً بلند است. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;در بسیاری از کشور های غربی که نظام لیبرالی دارند و اصول حاکم بر آن دموکراسی و لیبرالیسم است، در نظام آموزش و پرورش شان ارزش های طبقه متوسط را ارائه می دهند. چون بیشتر مسئولین آموزشی مدرسان و برنامه ریزان اموزشی از همین طبقه بر خواسته اند ارزش های این طبقه بر آموزش&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;سیطره دارد. (هرچند تبلیغات متنوعی صورت گرفته است که ردپای ارزش های طبقه بالا و مثلا هزمونی دولت را در نظام آموزشی نشان می دهند اما به طور کلی ارزش های مورد توجه ارزش های طبقه متوسط است). اما مساله ما در آموزش چیست؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;به نظر من یکی از بزرگترین مشکلات ما در زمکینه آموزش مشخص نبودن&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;رویکرد نظام آموزشی ما در قبال بسیاری از دو قطبی هایی است که در گذر از زندگی سنتی به مدرن تجربه می شود. این که در نهایت کدام دسته از ارزش های سنتی باید باقی بمانند یا کدام ارزش های مدرن پذیرفته شوند محل تردید است. در حالیکه هنوز مسئولین حتی در رده های کشوری و حکومتی نتوانسته اند تکلیف و موقعیت خودشان را با این وضعیت روشن کنند این عدم تصمیم گیری به سایر نهادها از جمله آموزش نیز ترس یافته است.&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;بنابراین آنچه می بینیم ملقمه ای درهم و برهم از ترزش های سنتی و مدرن است که نه تنها با هم تلفیق و ترکیب نشده است که به صورت متعارش در نظام آموزشی ما جریان دارد. از طرف دیگر این امر از ناحیه دیگری نیز تقویت می شود. در کشور های غربی طبقه متوسط شامل ارزش های نسبتا منسجمی می شود. اما درایران طبقه متوسط خودش درگیر مسائل بسیار جدی است. در ایران ما با دو دسته کاملاً متفاوت از ارزش ها &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;در طبقه متوسط روبهرو هستیم. طبقه متوسط سنتی و طبقه متوسط مدرن. شاید اطلاق سنتی به گروه اول درست نباشد شاید اسلام گرایی واژه بهتری باشد چراکه عملاً هر دو گروه به لحاظ ابزار و تکنولوژی های در دسترس در دنیای مدرنی زندگی می کنند –اگر واژه مدرن را به معنی تکنولوژیکی و ابزاریش معنی کنیم، اما اگر به معنای &quot;مدرنیزم&quot; یعنی تفکر مدرن که با اصول خاصی همراه است در نظر بگیریم همان واژه سنتی نیز مناسب است-. این دو گروه هر دو طبقه متوسط را تشکیل می دهند و از حیث قدرت و تعداد کاملاً &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;قابل توجه هستند. به طوریکه هیچ گروهی عملاً نمی تواند دیگری را نادیده بگیرد به این معنا که ارزش های یکی در جامعه به طور مطلق غالب باشد. در نتیجه آموزش ایارن با نوعی تکثر و تناقض از درون مواجه است. از یک طرف با ارزش های اسلامی و سنتی روبه رو است و از طرف دیگر با گروهی که خواهان ارزش ها و نگرش های کاملاً مدرن درآموزش هستند و این مساله به پدیده های بی شماری دامن زده است. &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 12 Dec 2007 08:43:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=eftekhari83&amp;postid=21</comments>
<dc:creator>eftekhari83</dc:creator>
<guid>http://eftekhari83.blogfa.com/post-21.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
